شب عشق
در کلبه ما رونق اگر نیست صفا هست:آنجا که صفا هست در آن نور خدا هست
گفت دو بخش : كودكي و پيري...... گفتم پس جواني چه شد ... گفت با عشق ساخت ، با بي وفايي سوخت ، با جدايي مرد . می دانستی زندگی با همه وسعت خویش محفل ساکت غم خوردن نیست حاصلش تن به قضا دادن و پژمردن نیست زندگی جاری شدن است از تماشاگر اغاز حیات تا به جایی که خدا می داند . افسوس... آن زمان كه بايد دوست بداريم كوتاهي ميكنيم آن زمان كه دوستمان دارند لجبازي ميكنيم و بعد ... براي آن چه از دست رفته آه ميكشيم .
بزرگي را گفتم زندگي چند بخش است ؟
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
نوشته شده در جمعه پانزدهم خرداد 1388ساعت
11:35 توسط kshs| |


