شب عشق
در کلبه ما رونق اگر نیست صفا هست:آنجا که صفا هست در آن نور خدا هست
▒▒▒▒▒▒▒██▒▒▒▒███▒▒▒▒██
▒▒▒▒▒▒█▓▓█▒██▓▓▓██▒█▓▓█
▒▒▒▒▒█▓▒▒▓█▓▓▓▓▓▓▓█▓▒▒▓█
▒▒▒▒▒█▓▒▒▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▒▒▓█
▒▒▒▒▒▒█▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓█
▒▒▒▒▒▒▒█▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓█
▒▒▒▒▒▒▒█▓▓█▓▓▓▓▓▓█▓▓▓█
▒▒▒▒▒▒▒█▓▓██▓▓▓▓▓██▓▓█
▒▒▒▒▒▒█▓▓▓▓▒▒█▓█▒▒▓▓▓▓█
▒▒▒▒▒█▓▓▒▒▓▒▒███▒▒▓▒▒▓▓█
▒▒▒▒▒█▓▓▒▒▓▒▒▒█▒▒▒▓▒▒▓▓█
▒▒▒▒▒█▓▓▓▓▓▓▒▒▒▒▒▓▓▓▓▓▓█
▒▒▒▒▒▒█▓▓▓▓▓▓███▓▓▓▓▓▓█
▒▒▒▒▒▒▒█▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓█
▒▒▒▒▒▒█▓▓▓▓▒▒▒▒▒▒▒▓▓▓▓█
▒▒▒▒▒█▓▓▓▓▒▒▒▒▒▒▒▒▒▓▓▓▓█
▒▒▒▒█▓▓▓█▓▒▒▒▒▒▒▒▒▒▓█▓▓▓█
▒▒██▓▓▓█▓▒▒▒██▒██▒▒▒▓█▓▓▓██
▒█▓▓▓▓█▓▓▒▒█▓▓█▓▓█▒▒▓▓█▓▓▓▓█
█▓██▓▓█▓▒▒▒█▓▓▓▓▓█▒▒▒▓█▓▓██▓█
█▓▓▓▓█▓▓▒▒▒▒█▓▓▓█▒▒▒▒▓▓█▓▓▓▓█
▒█▓▓▓█▓▓▒▒▒▒▒█▓█▒▒▒▒▒▓▓█▓▓▓█
▒▒████▓▓▒▒▒▒▒▒█▒▒▒▒▒▒▓▓████
▒▒▒▒▒█▓▓▓▒▒▒▒▒▒▒▒▒▒▒▓▓▓█
▒▒▒▒▒▒█▓▓▓▒▒▒▒▒▒▒▒▒▓▓▓█
▒▒▒▒▒▒█▓▓▓▓▒▒▒▒▒▒▒▓▓▓▓█
▒▒▒▒▒▒▒█▓▓▓▓▓█▓█▓▓▓▓▓█
▒▒▒▒▒▒▒▒█▓▓▓▓▓█▓▓▓▓▓█
▒▒▒▒▒████▓▓▓▓▓█▓▓▓▓▓████
▒▒▒▒█▓▓▓▓▓▓▓▓▓█▓▓▓▓▓▓▓▓▓█
▒▒▒▒█▓▓▓▓▓▓▓▓█▒█▓▓▓▓▓▓▓▓█
اگر روزی پیدایت کنم
ریشه هایت را در قلبم خواهم کاشت
ساقه هایت را در رگهایم پناه خواهم داد
وغنچه ات را در لبهایم نگاه خواهم داشت
تا همیشه ..... تا روز رستاخیز
میخواهم پیکر عریان و سراپا نیاز
تو در تمام روحم ریشه کند، میخواهم آن
هنگام که در آغوش یکدیگر نفس نفس میزنیم و
جسممان را به لذت میفروشیم نام خداوند را صدا زنیم
پس اشکهایت را پاک کن…..... اشکهایت را پاک کن
جوینده عشق بی عد د خواهد بود
فردا که قیامت اشکارا گرد د
هر دل که نه عاشق است رد خواهد بود
من که میدانم شبی عمرم به پایان می رسد
نوبت خاموشی من سهل وآسان میرسد
من که می دانم که تاسرگرم بزم ومستی ام
مرگ ویرانگر چه بی رحم وشتابان می رسد
پس چراعاشق نباشم
من که می دانم به دنیا اعتباری نیست .نیست
بین مرگ وآدمی قول وقراری نیست .نیست
من که می دانم اجل ناخوانده وبیدادگر
سرزده می آیدوراه فراری نیست.نیست
پس چراعاشق نباشم...!؟
قلبمو با هر چي توشه ، واست ، تو نامت مي ذارم
اگه دوسم داشتي كه هيچ ، فقط رو نامه دس بكش
اگر نه ، راحت بگوو بدون من نفس بكش
فقط حقيقتو بگو ، هر چي تو قلبت مي گذره
به حرف قلبت گوش بده ، اينجوري خيلي بهتره
دستهاي من كوچيكه و قلب تو ، بزرگ
چشمهاي من كوچيكه و آسمون دل مهربون تو ، بزرگ
اشكهاي من كوچيكه ولي غربت تو ، بزرگ
آسمون دل من كوچيكه و ستاره ي عشق تو ، بزرگ
گر چه عشق من كوچيكه و قلبم طاقت غم نداره
اما بدون تا روزي كه نفس مي كشم و زنده ام
عشق زيبا و قشنگت هميشه توي قلب كوچيكم مي مونه
امروز صبح اگر از خواب بيدار شدی و ديدی ستاره ها در آسمان نمی تابند , ناراحت نشو , حتما دارند با تو قايم باشک بازی ميکنند , پس با آنها بازی کن.
اگر قبل از خواب آرزو کردی فردا باران ببارد , ولی نباريد , مطمئن باش الهه باران می خواهد تو شکوه باران را باور کنی , پس باورش کن.
امروز , امروز است.
امروز هر چه قدر بخندی و هر چه قدر عاشق باشی به ذخاير نفتی جهان آسيبی نمی رسد , پس بخند و عاشق باش.
امروز هر چه قدر دل ها را شاد کنی , به قيمت بليت اتوبوس اضافه نمی
عشق یعنی لحظه های التهاب
عشق یعنی لحظه های ناب ناب
عشق یعنی همچو من شیدا شدن
عشق یعنی قطره و دریا شدن
عشق یعنی دیده بر در دوختن
عشق یعنی درفراقش سوختن
ربنا آتِنا فِي الدُّنيا زوجا ًً جميلا
قَدّا ً طويلا
ثروتا ًً کثيرا
ماشينا ً پرشيا
موبايلا ً نوکيا
والدِينا ً موتا
ِبرحمتِکَ يا اَرحَم الرّاحِمين
روز ?? آبان چه روزيست؟؟
الف)?? مرداد
ب)?? خرداد
ج)آغاز سال ????
د)هر سه گزينه صحيح مي باشد!!!
اگر کسي حقيقتي را نداند.نادان است:اما اگر کسي بداند ودانايي خود را انکار کند جنايتکار است.
بدون خداحافظي رفت نمي دونم از من ناراحت بود يا نه اما هر چي براش پيغام گذاشته بودم ازش خبري نشد خيلي حالم گرفته شده بود اما فقط براش دعا کردم که خدايا هميشه مواظبش باش
مرا عمري به دنبالت كشاندي سرانجامم به خاكستر نشاندي ربودي دفتر دل را و افسوس كه سطري هم از اين دفتر نخواندي گرفتم عاقبت دل بر منت سوخت پس از مرگم سركشي هم فشاندي گذشت از من ولي آخر نگفتي كه بعد از من به اميد كه ماندي
عاشقي يک روز است و پشيماني هزار روز من هزار روز پشيمانم که چرا يک روز عاشق نشدم
در افسانه ها آمده روزي که خداوند جهان را آفريد فرشتگان مغرب را به بارگاه خود فراخواند و از آنها خواست تا براي پنهان کردن راز زندگي پيشنهاد بدهند يکي از فرشتگان به پروردگار گفت: آن را در زمين مدفون کن فرشته ديگري گفت آن را در زير درياها قرار بده سومي گفت راز زندگي را در کوهها قرار
ولي خداوند فرمود اگر من بخواهم به گفته هاي شما عمل کنم فقط تعداد کمي از بندگانم قادر خواهند بود آن را بيابند در حال که من مي خواهم راز زندگي در دستر س همه بندگانم باشد در اين هنگام يکي از فرشتگان گفت فهميدم کجا اي خداي کهربان راز زندگي را در قلب بندگانت قرار بده زيرا هيچکس به اين فکر نمي افتد که براي پيدا کردن آن بايد به قلب و درون خودش نگاه کند و خداوند اين فکر را پسنديد
در افسانه ها آمده روزي که خداوند جهان را آفريد فرشتگان مغرب را به بارگاه خود فراخواند و از آنها خواست تا براي پنهان کردن راز زندگي پيشنهاد بدهند يکي از فرشتگان به پروردگار گفت: آن را در زمين مدفون کن فرشته ديگري گفت آن را در زير درياها قرار بده سومي گفت راز زندگي را در کوهها قرار
ولي خداوند فرمود اگر من بخواهم به گفته هاي شما عمل کنم فقط تعداد کمي از بندگانم قادر خواهند بود آن را بيابند در حال که من مي خواهم راز زندگي در دستر س همه بندگانم باشد در اين هنگام يکي از فرشتگان گفت فهميدم کجا اي خداي کهربان راز زندگي را در قلب بندگانت قرار بده زيرا هيچکس به اين فکر نمي افتد که براي پيدا کردن آن بايد به قلب و درون خودش نگاه کند و خداوند اين فکر را پسنديد
روز قيامت خدا به مردا ميگه: اونايي كه زن ذليل بودن سمت چپ بقيه سمت راست. همه ميرن سمت چپ فقط يكي نميره. خدا بهش ميگه چرا تو نرفتي اونور؟ ميگه: خانومم گفته اينجا وايسا
اخر يه روز تيک مي گيري لباساي شيک مي گيري بابا تو مي کني کچل تا دماغ تو کني عمل با همراهت زنگ مي زني عينک رنگ رنگ مي زني اين دل و اون دل مي زني تا به موهات زل بزني جنس لباست تريکو موزيک الکس و انريکو جوراباي فسقلکي روسري هاي الکي خوشي با اين تيپ خفن الان قشنگي مثلا





