شب عشق
در اندیشه آنچه كرده ای مباش، در اندیشه آنچه نكرده ای باش
زندگی در ویرانه ترین آبادی... آب و خاکی که یک وجب ویرانی در آن نبوده هیچ عصر و زمانی..اکنون چنان روی به ویرانی نموده. که کس نگوید این ویرانه ایران بوده.نه ویرانه ایران بوده.......... ای خدا این مهد استبداد را ویران نما گرچه در سرتاسرش یک گوشه ای آباد نیست گفت دو بخش : كودكي و پيري...... گفتم پس جواني چه شد ... گفت با عشق ساخت ، با بي وفايي سوخت ، با جدايي مرد . می دانستی زندگی با همه وسعت خویش محفل ساکت غم خوردن نیست حاصلش تن به قضا دادن و پژمردن نیست زندگی جاری شدن است از تماشاگر اغاز حیات تا به جایی که خدا می داند . افسوس... آن زمان كه بايد دوست بداريم كوتاهي ميكنيم آن زمان كه دوستمان دارند لجبازي ميكنيم و بعد ... براي آن چه از دست رفته آه ميكشيم . در دورترها نشسته ام چون تو غمین در نگاه خسته ام انتظاری تلخ به بغض نشسته غروب لبخند بر لبانم طرحی تازه بسته ای مهربان محبوب من بی تو از تنهایی خویش هم تنهاترم بی تو در بهت ناباور پنجره اشنایی در فصل غمگین تنهایی قصه دلتنگیم را بر برگهای گل انتظارم نوشتم خواندم هزار بار در سکوت تنها شکستم........!!؟؟؟ فرشتگان روزي از خدا پرسيدند : بار خدايا تو كه بشر را اينقدر دوست داري غم را ديگر چرا آفريدي؟ خداوند گفت : غم را بخاطر خودم آفريدم چون اين مخلوق من كه خوب مي شناسمش تا غمگين نباشد به ياد خالق نمي افتد . ميدوني وقتي خدا داشت بدرقه ات مي کرد بهت چي گفت ؟جايي که ميري مردمي داره که مي شکننت نکنه غصه بخوري من همه جا باهاتم . تو تنها نيستي . توکوله بارت عشق ميزارم که بگذري، قلب ميزارم که جا بدي، اشک ميدم که همراهيت کنه، ومرگ که بدوني برميگردي پيشم. در افسانه ها آمده روزي که خداوند جهان را آفريد فرشتگان مغرب را به بارگاه خود فراخواند و از آنها خواست تا براي پنهان کردن راز زندگي پيشنهاد بدهند يکي از فرشتگان به پروردگار گفت: آن را در زمين مدفون کن فرشته ديگري گفت آن را در زير درياها قرار بده سومي گفت راز زندگي را در کوهها قرار سال نو را به همه دوستان عزیز تبریک میگم امیدوارم که سال ۱۳۸۸ سالی پر از خیر و برکت باشد همراه با موافقیت روز افزون همین هم آروزی قلبی ماست......... سلامتی عشق یعنی مستی و دیوانگی عشق یعنی با جهان بیگانگی عشق یعنی شب نخفتن تا سحر عشق یعنی سجده با چشمان تر عشق یعنی سر به دار آویختن عشق یعنی در جهان رسوا شدن عشق یعنی سست و بی پروا شدن عشق یعنی سوختن با ساختن عشق یعنی زندگی را باختن رفتی و ندیدی که چه محشر کردم با اشک تمام کوچه را تر کردم دیشب که سکوت خانه دق مرگم کرد وابستگی به تو را باور کردم یادمان باشد از امروز خطایی نکنیم گر که در خویش شکستیم صدایی نکنیم پر پروانه شکستن هنر انسان نیست ؛ گر شکستیم زغفلت من و مایی نکنیم یادمان باشد اگر شاخه گلی را چیدیم ؛ وقت پرپر شدنش ساز و نوایی نکنیم یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند ؛ طلب عشق زهر بی سر و پایی نکنیم ... پس شاخه های یاس و مریم فرق دارند؟! آری، اگر بسیار، اگر کم فرق دارند شادم تصور می کنی وقتی ندانی لبخندهای شادی و غم فرق دارند برعکس می گردم طواف خانه ات را دیوانه ها آدم به آدم فرق دارند من با یقین کافر، جهان با شک مسلمان با این حساب اهل جهنم فرق دارند بر من به چشم کشته عشقت نظر کن پروانه های مرده با هم فرق دارند! گویا عشق یک خیال است گویا تمام احساساتمان از قلبی یخی سرچشمه دارد گویا به هم عشق می ورزیم در حالی که معنای عشق را نمی دانیم گویا با عشق زنده ایم در حالی که هنوز عاشق نشده ایم گویا برای هم هستیم در حالی که در خیالاتمان با کس دیگری می خندیم پس همه ما مرده ایم نه زنده . مبارکه روز عشق HAPPY VALENTINE باد را زمزمه این بار نوایی دگر است! لای موهای نمورم شب دریایی خواب قصه ها می پزد از گندم عشق امشب از فاصله ی بین دو موج ماهی نقره ای یاد تو رو می گیرم امشب از پشت سراپرده ی ابر ماه را می دزدم می گذارم به سر سبز سپیدار بلند شب من بارانیست........... سفره ام رنگین است خار در پایم اگر رفته سزاست همه ی آنچه كه هست همه ی آنچه كه نیست همه انگار سزاست همه انگار به جاست سر سفره، دم دستم همه جا مهمانیست جایت اینجا خالیست کسی را که دوست داری ٬دوستت ندارد کسی که تو را دوست دارد٬تو دوستش نداری. اما کسی که تو دوستش داری و او هم دوستت دارد. به رسم و آئین زندگانی به هم نمی رسند. (واین رنج است٬و زندگی یعنی این) متين ترين كلمه "عشــق" است. جذاب ترين كلمه "آشنايي" است. پاكــترين كلمه "وجـــدان" است. تلختـــرين كلمه "جدايـــي" است. زشــترين كلمه "خيانــت" است . سـخت ترين كلمه "تنهايي"است. بد ترين كلمه "بي وفايي " است . کاش می دانستید زندگی با همه ی وسعت خویش خدارا مرگ را دو چیز همیشه فراموش کن به کسی خوبی کردی کسی به تو بدی کرد در مجلس وارد شدی زبان نگهدار در سر سفره حاضر شدی شکم نگهدار در خانه ای وارد شدی چشم نگهدار در نماز ایستادی دل نگهدار دنیا دو روز است یک روز با تو یک روز علیه تو روزی که با توست مغرور مباش روزی که علیه توست صبور باش که هر دو پایان پذیر هستند به چشمانت بیاموز که هر کس ارزش دیدن ندارد به دستانت بیاموز که هر کس ارزش چیدن ندارد با سلام به همه دوستان من در نظر سنجی تاپ بلاگ شرکت کرده ام برای امتیاز دهی به وبلاگ من ودوستان دیگه به این آدرس بروید http://night-skin.com/topblog/list با تشکر فراوان به دستان عزیز همیشه ماندن دلیل بر عاشق بودن نیست...خیلی ها میروند تا ثابت کنند که تا همیشه، عاشقند. کلاغ و طوطی هر دو زشت و سیاه آفریده شدند. طوطی اعتراض کرد و زیبا شد ولی کلاغ به رضای خدا راضی ماند. اکنون طوطی در قفس است و کلاغ آزاد حالا دختر ها:چند تا اسم زیبای دخترونه: ۱- ستاره: شبا میاد بیرون به همه چشمک میزنه ۲- سحر: دم صبح میاد . معلوم نیست شب قبل کجا بوده !! ۳- سایه: همیشه زیر پاته ، خیابون و خونه واسش فرقی نداره ۴- هدیه: به همه میده ، اگه نگیریش از دستت رفته!! ۵- راضیه: نیازی به توضیح نداره ۶- آرزو: همه می کنن ۷- سیما: تا لختش نکنی کاری بهت نداره ۸- مینا : باید باهاش ور بری تا خنثاش کنی! ۹- عسل: همه می خوان بخورنش! ۱۰- بهار: تا میاد همه مست می شن . می دوني زيباترين خط منحني دنيا چيه ؟ لبخندي که بي اراده رو لبهاي يک عاشق نقش مي بنده تا در نهايت سکوت فرياد بزنه دوستت دارم.............. به آنها که مرا دوست دارند لبخند می زنم و برای آنها که از من متنفرند آه می کشم. آسمان هر جور بالای سر من قرار گیرد بی تفاوت است زیرا در من قلبی است که برای مواجهه با هر سرنوشت و تقدیری آماده است. الفبای زندگی.ميدوني آدما بين الف تا ي قرار دارند. بعضي ها مثل " ب " برات ميميرند، مثل " د " دوستت دارند، مثل " ع " عا شقت ميشوند، مثل " م " منتظر مي مونند تا يه روز مثل " ي " يارت بشن زندگی یعنی تکاپو زندگی یعنی هیاهو زندگی یعنی شب نو.... زندگی یعنی روز نو...... زندگی یعنی اندیشه ای نو... اگر رزق تقسیم شده است. حرس چرا..........؟ اگر دنیا فربینده است. اعتماد چرا..........؟ اگر بهشت حق است. تظاهر چرا..........؟ اگر قبر حق است. ساختمانها چرا..........؟ اگر جهنم حق است. این همه ناحق چرا..........؟ اگر حساب حق است. جمع مال حرام چرا..........؟ اگر قیامتی هست. خیانت چرا..........؟ اگر دشمن انسان شیطان است. پیروی از او چرا..........؟ موفق خواهند بود که ازموج تلخی /ناخوشی /شکست بسلامت خود را به ساحل شيرينی خوشی وپيروزی برسانند واز بن بست هاباز گشته وراه گشای موفقيت شوند که با تلاش وهمت سدها وموانع راشکسته واز بن بست ها گذرکرده وخودرابه هدف و مقصود شان برسانند............... هيچوقت به خدا نگوييد: من يك مشكل بزرگ دارم به مشكلتان بگوييد: من يك خداي بزرگ دارم. « اسپايک ميليگان. در خواب ناز بودم شبي...ديدم كس ي در ميزند ...در را گوشودم رويه او ...ديدم غم است در ميزند ...اي دوستانه بي وفا...از غم بياموزيد وفا...غم با همه بيگانگي...هر شب به من سر ميزند. خوشبخت ترين فرد كسي است كه بيش از همه سعي كند ديگران را خوشبخت سازد. زندگي گل زردي است به نام غم فرياد سياهي است به نام آه رشته کوهي است به نام آرزو و رودخانه اي است به نام عشق که به درياي صفا مي ريزد زندگي يعني عشق، محبت، اميد و آرزو که در آخر به بياباني به نام وداع منتهي مي شود. مادر اي لطيف ترين گل بوستان هستي اي باغبان هستي من گاهِ روييدنم باران مهرباني بودي که به آرامي سيرابم کند گاهِ پروريدنم آغوشي گرم که بالنده ام سازد. که گلی با چشمی بلبلی با گوشی رنگ زیبای خزان با روحی نیش زنبور عسل با نوشی کار همواره باران با دشت برف با قله کوه رود با ریشه بید باد با شاخه وبرگ ابر عابر با ما چشمهای با آهو بر کهای با مهتاب و نسیمی با زلف دو کبوتر با هم و شب وروز و طبیعت با ما عشقبازی به همین آسانی است... شا عری با کلماتی شیرین دست آرام ونوازش بخش بر روی سری پرسشی از اشکی وچراغ شب یلدای کسی با شمعی ودل آرام وتسلا و مسیحای کسی یا جمعی عشقبازی به همین آسانی است... که دلی را بخری بفروشی مهری شادمانی را حرا ج کنی رنج ها را تخفیف دهی مهربانی را ارزانی عالم بکنی وبپیچی همه را لای حریر احساس گره عشق به آنها بزنی مشتری هایت را با خود ببری تا لبخند عشقبازی به همین آسا نی است... هر که با پیش سلامی در اول صبح هر که با پوزش و پیغامی یا رهگذری هر که با خواندن شعری کوتاه با لحن خوشی نمک خنده بر چهره در لحظه کار عر ضه سالم کالای ارزان به همه لقمه نان گوارای از راه حلال و خدا حا فظی خوش تا فردا و رکوعی و سجودی با نیت شکر عشقبازی به همین آسا نی است... (شاد روان مجتی کا شانی) رو حش شاد شاید چون فکر می کنم دوست داشتن تو اصلا دوستی بین من و تو فقط به خودمان ارتباط دارد.... شاید اصلا دلم نمی خواهد کسی بداند چه قدر دوستت دارم یا چه قدر به یاد تو هستم ... شاید احساس می کنم هنوز آن قدر که باید تو را دوست ندارم و آن طور که باید به یادت نیستم.... شاید اصلا گاهی مشغول دیگران میشوم آن قدر مشغول دیگران میشوم که.... چند وقت پیش در یک فیلم افسانه ای دیدم که اگر انسان ها جادوگر ها را فراموش کنند جادوگر ها می میرند .... و آن وقت یاد خودم افتادم :یاد خودم و تو .فکر کردم اگر فراموشم کنی... و دیدم طاقت ندارم .اصلا طاقت ندارم که تو مرا نبینی. اصلا طاقت ندارم که احساس کنم به یادم نیستی. حتی طاقت ندارم برای همیشه فرامو شت کنم .نمی توانم تو را نبینم . نمی توانم هیچ وقت به یادت نباشم هر چند نشان ندهم هر چند به روی خودم نیاورم .... کیف می کنم وقتی احساس می کنم تو مرا می بینی. وقتی احساس می کنم به یادم هستی.وقتی احساس می کنم مرا جدی می گیری.با من حرف می زنی. حس خوبی دارم وقتی می بینم برای تو هم مهم است که به یادت باشم. وقتی می بینم دوست داری به یادت باشم و به یادم باشی.وقتی می بینم بارها به زبانهای متفاوت با لحن های گوناگون می گویی که(به یادم باشید که به یادتان باشم)و هر وقت به یاد این حرف تو می افتم دلم می خواهد همه آن فکرهای دیگر را کنار بگذارم . همه آن شاید ها را و به همه نشان بدهم که چه قدر به یاد تو هستم چه طور به یاد تو هستم . اصلا این جور وقت هادلم می خواهد داد بزنم تا همه عالم و آدم بفهمند که دوستت دارم به یادت باشم دوست دارم به یادم باشی....
نوبت خاموشی من سهل وآسان میرسد
من که می دانم که تاسرگرم بزم ومستی ام
مرگ ویرانگر چه بی رحم وشتابان می رسد
پس چراعاشق نباشم
من که می دانم به دنیا اعتباری نیست .نیست
بین مرگ وآدمی قول وقراری نیست .نیست
من که می دانم اجل ناخوانده وبیدادگر
سرزده می آیدوراه فراری نیست.نیست
پس چراعاشق نباشم...!؟


![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

ولي خداوند فرمود اگر من بخواهم به گفته هاي شما عمل کنم فقط تعداد کمي از بندگانم قادر خواهند بود آن را بيابند در حال که من مي خواهم راز زندگي در دستر س همه بندگانم باشد در اين هنگام يکي از فرشتگان گفت فهميدم کجا اي خداي کهربان راز زندگي را در قلب بندگانت قرار بده زيرا هيچکس به اين فکر نمي افتد که براي پيدا کردن آن بايد به قلب و درون خودش نگاه کند و خداوند اين فکر را پسنديد .![]()

سعادت
سیادت
سرور
سروری
سبزی
سرزندگی
هفت سین سفره زندگیتان باشد.
نوروز مبارک


![]()
![]()

محفل ساکت غم خوردن نیست
حاصلش تن به قضا دادن و پژمردن نیست
زندگی خوردن و خوابیدن نیست .
بـــا د ل پــــُرخـــــون شــکا يـــت می کــــــند
کــه بـــيـا مـــد د سـتی مـــــا را بَــربُــــريــد
ا زجـــــفـا يـــش آ خ د لِ مـــــــا را د ريـــــد
د ل بگــــويــــــم يـــــا بــگــويـــم گـــنـج را ز
کـه د رآ ن پـنــهـا ن هــــزا را ن ، سا زورا ز
گــــرتـــوخــــوا هـی کــــه بــــد ا نــی را زِِا و
يــــــا چــــــوخـــــوا هـی بــشـنــوی آ وا زِا و
آ ب ا زد يـــــد ه بـــــــــريــــزا ن، آ ب شـــــو
ا زهمــــــه آ لـــــود ه گــــيهــــا پــــا ک شــــو
خــا کـــبا ش، د ا يــــم خــود را خــا ک د ا ن
مـنشــــــــأ پـــيد ا يـــــشـت را پــــــا ک د ا ن
د ورکـــن ا زســــر هــــــمه کـــــــبروغـــــرور
ا زچــــه پــيد ا ئِي ، بکـن بـا ری مُــرور
د ا رکـــوشـــش تــــا رسی بـرا صــل خــويـش
يــــا د مـیـــــد ا رروزگــا روصــل خـــويـــش
ورنـه بــرجـــا ئي نــــــه بـــرد ه را ه ئی تــو
بی خـبـرا زنــورشمــس ومـــا ه ئی تــو
کــي بــــد ا نــی را ز، تـــــا بـــــيگا نـــه یـئ
تــا جــدا، ا زيــن مــئ ومــيخــا نــه یئ
تــا کــه تود رخــويـشتــن پـــيچـيد ه یئ
ا زد یــن وا نســـــا نـیــت پـــِیچـِید ه يئ
هـــرکسی کــوبی خـبرمـــا نـََد زخویــش
کی بَـــَرد ره ســوي حــق ورب خـویـش
خــود شنـــا س ولحظـهِ هـــم شو دقیـق
د رکُـــنـه پــید ا یـش بــیــــتُ ا لـعـتـیـق
با شی چــو تــو ذ ره ی ا زعــــا لــــمی
کـا نـــد رآ ن ذ ره بـیـا بـی عــــا لــــمی
هــــرکــد ام بــا یکـد یگـردرا رتــــبـا ط
ارتــبا ط است، ارتــبا ط است، ارتـــبا ط
ارتــــبا ط ذ ره بــا خـورشــــــید بــــــین
ارتـــــبا ط مـــا ه بــا نــــا هــــید بـیـــــن
غـَورکُــن درا رتـــــبا طِ جـــــــسم وروح
یــــا د مــــید ا ر،قـــصه ی ا ولا د نـــوح
ا رتـــــبا ط عشق را بـیــــــن بـــا هـمــــه
عشــــق بـرحـق بــود ه آ ئیـــــن هـمـــه
ا رتــــبا طِ د ل بـــــا د لـــــد ا ریــــــا ب
هـــرتپــش د ل بگــو یــد: یــــا تــــوّا ب














![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
رحم کن بر دلم که مسکین است![]()
روز اول که دیدمت گفتم
آنکه روز من سیاه کند این است![]()
گه گه یاد کن به دشنامم
سخن تلخ از تو شیرین است![]()
بیرخ تو دین من همه کفر است
با رخ تو کفر من همه دین است
![]()

نوبت خاموشی من سهل وآسان میرسد
من که می دانم که تاسرگرم بزم ومستی ام
مرگ ویرانگر چه بی رحم وشتابان می رسد
پس چراعاشق نباشم
من که می دانم به دنیا اعتباری نیست .نیست
بین مرگ وآدمی قول وقراری نیست .نیست
من که می دانم اجل ناخوانده وبیدادگر
سرزده می آیدوراه فراری نیست.نیست
پس چراعاشق نباشم...!؟


